Sunday, October 30, 2005

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است

چه سخنانی که نشنیده ایم در این چند روز ، اظهار نظر یک رئیس جمهور قهرورز خشم و نفرت جهانی را علیه ایران و ایرانی برانگیخت . اقتدارگرایان نیز یکی پس از دیگری به ریسمان پوسیده رئیس جمهور چنگ می زنند و ایران را بیش از پیش در بحرانی خودساخته فرو می برند . اما دلیل این بحران زایی چیست؟ الله اعلم و شاید هم بعضی از خلق الله اعلم .

شاید این بحران زایی به سبب یافتن روزنه ای برای فرار از اجرای وعده های مطروحه در موسم انتخابات و گریز از مسئولیت های آن در پناه بحرانی باشد که ساخته وپرداخته انسان هایی است که صفت دولتمرد ایرانی را یدک می کشند . و اگر دلیل غیر از این باشد الله اعلم .

همگان بر این نکته عالم اند که سیاست های احمدی نژاد و هم فکرانش فلسطین محور است و آنان به منافع فلسطین بیش از ایرانیان ارج می نهند . بسیارند مواردی که منافع ملی ما فدای منفعت فلسطین شده است . اما این بار جماعت فلسطینی نیز سود و منفعتی در این گفتار ندیدند و بال به بال کلید دار اسبق پایتخت ما ندادند و رئیس تشکیلات خودگردانشان از محترم شمردن حقوق دشمن دیرینه سخن راند و دوستی خاله خرسه ی اقتدارگرایان ایرانی را برنتافت .

کلمات رئیس جمهور ما در میان اعراب هم اقبالی نیافت تا ایران بیش از گذشته انزوای خود را در دهکده جهان امروز حس کند . سوریه هم که درگیر گرفتاری ها و مشکلات بی شمار خویش است و فرصتی برای یاری رساندن به یار دیرینه نمی یابد .

مقامات مسئول و بلندپایه آمریکایی ، اروپایی و . . . این جملات را تکان دهنده خواندند و برای ملت ایران ابراز تأسف کردند و مرد اول بریتانیا رفتار و کردار احمدی نژاد را مایه بر باد رفتن مردم ایران دانست .

سبب تأسف است میدان گشایی آقای پزیدنت برای یهودیان متمرکز یا همان کشور اسرائیل ، آنچنان که سیلوان شالوم ، شیمون پرز و آریل شارون هریک جداگانه مظلوم نمایی کنند و از جامعه جهانی طلب استمداد کنند و از ایران دیوی خطرناک و خوفناک و از خود چهره ای مظلوم در انظار عمومی و بین المللی بسازند .

افسوس که هرچه کرده ایم خود کرده ایم و خود کرده را تدبیر نیست . بر من خرده نگیرند مردم که ما نگفتیم و او گفت ، این نظر ما نیست و نظر اوست . او زاییده اراده جمعی مردم ماست . دولت او زائیده تحریم است ، دولت نهم زائیده عدم مشارکت خلقی است که با اصلاحات قهر کردند و اکنون سر در گریبان ندامت فرو می برند و از کرده پشیمانند و از خداوند طلب خاتمی و اصلاحاتش را می کنند اما چه سود که منافع ملی سخت در خطر است .

براستی چرا ایرانی باید با دنیا وارد جنگ شود ، جان خویش را به خطر بیندازد ، از منافعش چشم بپوشد تا سرانجام هم خود را بر باد دهد و هم نارفیقی کند و منافع فلسطین را بسوزاند و هم میدان را برای اسرائیل بگشاید ؟

احترام به حقوق بین الملل کشورهای عضو سازمان ملل امری است واجب بر جملگی ممالک ، حتی اگر آن کشور اسرائیلی باشد که به زعم مسلمانان غاصب سرزمین قدس است . ما نیز اگر در پی منفعتی هستیم ابتدا منافع ملی خود را دریابیم . دوستان ، چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .
M<>M

Friday, October 28, 2005

آداب دیپلماسی

آنان که به نوعی دستی در سیاست دارند و با آن آشنا هستند نیک می دانند که در جهان سیاست هیچ چیز مطلق و دائمی نیست و همواره احتمال تغییرات و اتفاقات غیر منتظره وجود دارد و سیاستمداران باید این مسئله را در نظر داشته باشند . اتفاقا این مورد در سیاست خارجی بیشتر نمود پیدا می کند
در ۷ سال گذشته دولت آلمان با صدارت گرهارد شرودر همواره مخالف قدرتمندی در برابر سیاست های جنگ طلبانه آمریکا بود و به نوعی ترمز اروپاییان در همراهی با سیاست های بوش محسوب می شد . اما هم اکنون با به قدرت رسیدن حزب دموکرات مسیحی و سیاست های راست گرایانه این حزب و شخص آنگلا مرکل اروپا ترمز خویش را از دست داده است و این امر کار را برای دولتمردان ایران سخت تر و حساس تر می کند و چه بسا عرصه نیز بر آنان تنگ تر شود
تغییرات احتمالی در حاکمیت سوریه و به خطر افتادن جایگاه بشار اسد ، رئیس جمهور این کشور که در واقع تنها دوست ایران در منطقه حتی در زمان جنگ ایران و عراق بود نیز می تواند نودولتان ایران را در گذرگاهی دشوار قرار دهد
همراه شدن اروپا با سیاست های آمریکا و از دست دادن احتمالی تنها دوست ایران در منطقه مسئله کم اهمیتی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد . در واقع هنر سیاست ورزی این است که در مواقع لزوم بتوان انعطاف لازم را در راستای حفظ منافع ملی از خود بروز داد . در این شرایط دولت آبادگر ایران باید در نظر داشته باشد که ادبیات خشن و شعارهای همیشگی آنها با توجه به همسو شدن کامل اروپا و آمریکا می تواند مضرات جبران ناپذیری را برای ایران به همراه داشته باشد و ملت ایران را دچار خسرانی سخت نماید
اما ظاهراً نودولتان و در رأس آنها محمود احمدی نژاد ، رئیس جمهور اسلامی ایران ، که خود را خادم جمهور نیز می نامد چشم خود را بر این واقعیت ها بسته است و بی توجه به تبعات سخنان تند خود برای ملتی که داعیه خدمت به آنان را دارد لحظه به لحظه تند تر سخن می راند و دم به دم شک غربیان را نسبت به کاربرد مورد نظر ایران در انرژی هسته ای بیشتر می کند
رئیس جمهور در تازه ترین سخنرانی خود هیچ یک از اصول سیاست ورزی بین المللی را رعایت نکرده است و بی پروا سخنان تند و خشن را علیه اسرائیل بر زبان رانده است . مسئله مورد بحث درست یا غلط بودن سخنان وی نیست بلکه نکته مورد نظر ما زمان و
نحوه گفتار و پاسداری از منافع ملی است . مسلماً تنها نتیجه اینچنین بی پروا و بدون تأمل سخن گفتن نزدیکی بیشتر غربیان با اسرائیل
بر علیه ایران است و این دقیقا خلاف چیزی است که مورد نظر ماست و باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم . واکنش مسئولین بلندپایه اروپایی و آمریکایی مؤید این گفتار است . پس از انتشار اظهارات احمدی نژاد سخنگوی کاخ سفید از افزایش نگرانی های آمریکا نسبت به فعالیت های هسته ای ایران خبر می دهد ، سخنگوی وزارت خارجه بریتانیا این سخنان را تکان دهنده می خواند و آنرا موجب افزایش نگرانی های بین المللی در مورد مواضع هسته ای ایران می داند ، دولت فرانسه این اضهارت را به شدیدترین وجه محکوم می کند ، وزارت خارجه آلمان نیز این سخنان را غیرقابل قبول می داند و چنین موضع گیری را با شدید ترین لحن محکوم می کند و از همه بدتر اینکه سیلوان شالوم ، وزیر خارجه اسرائیل فرصت را غنیمت می شمرد و این سخنان را دستاویز قرار می دهد تا ایران را تهدید علیه کشور خود و صلح و امنیت بین المللی بداند و مذاکرات دیپلماتیک را ترفند ایران برای گذشت زمان و استفاده از وقت برای دستیابی و ساخت سلاح هسته ای بداند . مطمئناً دولت ایران خواهان هیچ یک از این واکنش ها نیست اما با عمل خود موجب عکس العمل های اینچنینی شده است و این یعنی خطای سیاسی
مردان دولت جدید باید نگاهی نیز به دوست قدیمی خود بیفکنند . ارجاع پرونده سوریه و ترور رفیق حریری به شورای امنیت سازمان ملل متحد جایگاه بشار اسد را سخت متزلزل کرده است و برای او و ملت سوریه تبعات خوشی را به دنبال ندارد . اکنون نودولتان ایران باید عاقبت ارجاع پرونده به شورای امنیت را با چشم آینده نگر به دقت بنگرند و از ادامه دادن به لجبازی و شک برانگیزی بجای اعتماد سازی برحذر باشند
آقای احمدی نژاد اصول سیاست ورزی را رعایت نمی کند ، بجای مهرورزی قهرورزی پیشه کرده است و این رفتار برای دولت وملتش به شدت زیابنبار است . حال از ما گفتن و از او
M<>M

Sunday, October 16, 2005

فقدان سخنگو ، عدم رعایت اصل تفکیک قوا و نا کارآمدی دولت

دولت پاسخگو یکی از شعارهای انتخاباتی محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران بود . به همین دلیل تصور همگان بر این بود که سخنگو در دولت جدید پست بسیار حساس و سنگینی را داراست . اما بر خلاف تصور با گذشت حدود 3 ماه از آغاز بکار دولت جدید
پست سخنگو در دولت همچنان خالی است و ظاهراً دولتمردان قصد پر کردن آن را هم ندارند
در همین راستا مسعود زریبافان از فاتحان فتوحات دولت نهم و شیفتگان خدمت که هم دبیر هیأت دولت است و هم عضو شورای شهر تهران اعلام کرد که دولت نیازی به سخنگو ندارد و اخبار به صورت رسمی اعلام می شود
در دوران ریاست جمهوری خاتم که عبدالله رمضان زاده ، سخنگوی سابق دولت ، هفته ای یکبار خبرنگاران را دعوت می کرد و به سؤالات آنها پاسخ می داد و هفته ای یکبار هم شخص رییس جمهور و وزرا با خبرنگاران روبرو می کرد تا آنها بپرسند و پاسخ بگیرند ، اصولگرایان باز هم پاسخگو بودن دولت خاتمی را قبول نداشتند و آنرا زیر سؤال می بردند و حالا که خود دولت را بدست
گرفتند حتی از انتخاب یک سخنگو برای دولت سر باز می زنند و حاضر نیستند با یک برنامه مرتب و از پیش تعیین شده در برابر سؤالات خبرنگاران قرار بگیرند تا شعار پاسخگو بودن دولت در حد یک شعار انتخاباتی باقی بماند و هرگز عملی نشود
مسئله دیگر عدم رعایت اصل تفکیک قوا از سوی دولت نهم است بطوریکه حتی نمایندگان اصولگرای مجلس و روزنامه کیهان هم لب به اعتراض گشودند خواهان رفع سریع این مشکل شدند
اما مسئله اینجاست که مسئولین دوشغله دولت که ظاهراً تنها ایرانیان شایسته هستند این قانون شکنی را نمی پذیرند و دو شغله بودن خود را شایعه پردازی افراد حسود و بی تقوایی می دانند که چشم دیدن فتوحات دولت را ندارند و به همکاری آقایان در کنار دکتر احمدی نژاد حسد می ورزند . اینکه ایشان از کدام فتوحات سخن می گویند بر ما پوشیده است
این واقعیت که حضور افراد دوشغله در دولت عدم رعایت اصل تقکیک قوا است اظهر من الشمس است و فهمیدن آن نیازی به ضریب هوشی بالا هم ندارد اما مشکل اینجاست که آقایان بر اثر شیفتگی بیش از حد به خدمت مشاغل خودرا شغل به حساب نمی آورند و بر قانون شکنی خود پافشاری می کنند و قرار است دامنه آنرا هم گسترش داده و باز هم از قوه قضاییه و شورای نگهبان مسئول قرض کنند تا 2 وعده انتخاباتی دیگر رییس جمهور هم در حد یک شعار انتخاباتی باقی بمانند
یکی از این وعده ها شایسته سالاری است و دیگری کابینه 70 میلیونی . چرا که آقایان گمان برده اند که افراد شایسته و لایق در این
سرزمین پهناور فقط در میان مثلث شورای شهر ، شورای نگهبان و قوه قضاییه قرار دارند و بس . این کابینه تنها نماینده عده ای از
.اصولگرایان ( و نه تمام آنها ) است و نهادن نام کابینه 70 میلیونی به آن نادرست است
به این ترتیب مشخص شد که تعدادی از وعده های انتخاباتی رئیس جمهور از حد شعارهای جذاب انتخاباتی فراتر نخواهد رفت . به باور نگارنده داستان عملی نشدن وعده های انتخاباتی رئیس جمهور به اینجا ختم نخواهد شد چراکه وعده های سخت و جیب اقتصادی که بعضاً نا ممکن می نمایند هم اندک اندک در میان های و هوی انرژی هسته ای به دست فراموشی سپرده خواهند شد و وزارت نفت که محور شعارهای اقتصادی رئیس جمهور بود همچنان بدون وزیر باقی مانده است
تمام این عوامل باعث می شوند که دولت نهم را دولت کارآمدی نبینیم و بر این عقیده پای بفشاریم که دولت جدید نه فتحی داشته و نه دستاوردی و نه تنها مشکلی از مشکلات کشور را حل نکرده بلکه موجب ایجاد بحران هسته ای نیز شده است . دولتی که به عنوان مجری قانون اساسی آن را زیر پا می گذارد و اصل تفکیک قوا را رعایت نمی کند و برای توجیه این قانون شکنی تدبیری می اندیشد تا قانون اساسی را دور بزند
دولت نهم از کارآمدی لازم برخوردار نیست ، قانون مدار و شایسته سالار هم نیست و از نظر سیاست خارجی هم عملکرد قابل قبولی نداشته است . در این شرایط می بایستی دولت بجای موضع گیری واقع بینی پیشه کند و نقدها را بپذیرد و به اصلاح عملکرد خود اهتمام کند
M<>M

!ایرانیان مقیم خارج.....خروج از بحران هسته ای

پس از به چالش کشیده شدن پرونده هسته ای ایران و به نتیجه نرسیدن مذاکرات درچندین دور
ورای اکثریت شورای حکام آژانس به طرح سه کشوراروپایی ،عملا ضعف هیأت مذاکره کننده
ایرانی و رأسا حکومت ایران دراین زمینه مشخص گردید ، ضعفی که درصورت ادامه آن
.و پافشاری بر مواضع کنونی چه بسا منجربه از دست امتیازات بسیاری و تشدید تحریم علیه ایران می گردد
دراین میان تنها راه برای باقی ماندن درروند مذاکرات استفاده ازتمامی ظرفیت موجود اعم از
صاحب نظران داخلی و ایرانیان مقیم خارج از کشور می باشد. گروهی که همیشه به دلایلی
غیرمنطقی موردبغض حاکمان قرارگرفته اند و شایداگر از آغاز مذاکرات وارد کارمی شدند
پرونده ایران بدین جا کشیده نمی شد.اکنون که این مسئله ازسوی دولت هم مسئله ای ملی تلقی
:می شود توجه به نکات زیر خالی از لطف نیست
بسیاری از ایرانیان مقیم خارج دارای تحصیلات تخصصی در زمینه های مختلف علوم سیاسی اقتصاد انرژی
.روابط دیپلماتیک و ... می باشند تا جاییکه درصد قابل توجهی از آنها اساتید برتر بهترین دانشگاههای اروپا و آمریکا می باشند
اینان ظرفیت های فراموش شده ی ملت ایران می باشند که استفاده از آنان دراین مقطع از مذاکرات به دودلیل ضروری است
اول داشتن حس نوستالژیک میهن پرستی به علت نزدیک به سه دهه دوری از وطن و علاقه ی
.درونی به بازگشت و خدمت به مردم و کشور
دوم آشنایی این گروه با ادبیات سیاسی روز اروپا و امریکا و متعاقب آن توانایی به کارگیری
.روش های مؤثر و مناسب درمکانیسم مذاکره
علاوه براین اعتبار ایشان در مجامع بین المللی و شناخته شدنشان در محافل علمی و دانشگاهی
.جهان می تواند تأثیر بسزایی برروند مذاکره کننده بگذارد
گروه دیگر صاحبنظران ودانشمندان داخل کشور می باشد، کسانیکه به علت داشتن گرایش های
بعضا روشنفکرانه آن هم نه به صورت اپوزیسیون بلکه فقط داشتن انتقاداتی به سردمداران رژیم
مورد قهر دولتمردان قرار گرفته اند . حفظ منافع ملی ، و شناخت از وضعیت داخلی کشور از
.فاکتورهای مثبت این گروه در تأثیر بر روند مذاکرات به نفع ایران می باشد
با یادآوری وضع حساس پرونده هسته ای ایران ، شاید بازگشت اروپاییان بر سر میز مذاکره
آخرین فرصت برای ما باشد، فرصتی که باید از تمام نیروها و ظرفیت های داخل و خارج از
.کشور در بالا بردن توان دیپلماسی کشور پشت میز مذاکرات بهره جست
!!!آقایان فردا دیراست

Sunday, October 09, 2005

عدم تعامل با دنیا ، تحریم اقتصادی و تبعات آن

راهپیمایی روز جمعه پانزدهم مهرماه یکهزار وسیصد و هشتاد و چهار پس از نماز جمعه که به امامت آیه الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در تهران برگزار شد با ردیگر با سر دادن شعارهای افراطی و احساسی تظاهرکنندگان همراه بود نکته جالب در مورد خطبه های نماز جمعه این هفته که توسط احمد جنتی ایراد شد ، اشکار شدن اختلاف نظر بین وی و خطیب هفته گذشته تهران ، هاشمی رفسنجانی ، بود بطوریکه هاشمی بر ادامه روند مذاکرات و اعتماد سازی پای فشرد و این هفته احمد جنتی ادامه مذاکرات را خیانت خواند و از شروع آن نیز ابراز تأسف و ندامت کرد .
همانطور که پیش بینی می شد پس از تجمع چند روز پیش اصولگرایان و سر دادن شعارهای افراطی در مقابل سفارت بریتانیا رابطه تهران و لندن رو به سردی گرایید و هفته گذشته مسئولین انگلیسی سپاه ایران را محکوم به قاچاق اسلحه به عراق و دست داشتن در قتل هشت نظامی عراقی کردند .اصولگرایان نیز در راهپیمایی بعد از نماز جمعه این هفته و تجمع در برابر سفارت فرانسه مجددا همان شعارهای غیر منطقی و رؤیا پردازانه را سر دادند تا روابط ایران با اروپاییان و در صدر آنها بریتانیا بیشتر خدشه دار شود و باز هم ثابت شود که متأسفانه ما اصل تعامل را بلد نیستیم .
جالب است بدانیم که طبق عرف بین المللی و منشور سازمان ملل متحد ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت به این معنی است که ایران تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی به شمار می رود . اکنون دوستان تظاهر کننده که اعتماد سازی و تعلیق موقت فعالیت هسته به منظور ادامه روند مذاکرات را خیانت ملی می دانند ، پاسخ دهند که کدام خیانت به وطن است ؟ از سرگیری فعالیت ها که منجر به ارجاع پرونده به شورای امنیت می شود و انجام کاری که باعث شود همه دنیا ایران را تهدیدی علیه خود بدانند یا ادامه مذاکرات و جلوگیری از ارجاع پرونده به شورا ؟!
تظاهرکنندگان بحران هسته ای حال حاضر را با عهدنامه ترکمن چای مقایسه مقایسه کرده و این دو را یکسان دانسته اند که این مقایسه اساسا اشتباهی است بزرگ به دلایلی :
1 شرایط زمانی این دو مورد کاملا با هم متفاوت است . در آن زمان جنگ میان دولت ها امری بعید و دور از انتظار نبود و در صورت پیشامد اختلاف کسی برای پیشگیری از وقوع جنگ تلاشی نمی کرد حال آنکه در عصر حاضر و در دنیای امروز تلاش اکثریت کشور ها و دولت ها فراگیر کردن صلح در جهان است .
2 در زمان ترکمن چای ایران پس از شکست در جنگ و برای پایان دادن به آن مجبور به پذیرش عهدنامه شد و حقیقتا هیچ مذاکره ای صورت نگرفته بود در حالیکه در شرایط فعلی برای جلوگیری از ارجاع پرونده به شورای امنیت ، تحریم اقتصادی و احیانا حمله نظامی نیاز مبرم به مذاکره ای داریم که می توان از آن به پیشگیری از ترکمن چای هم تعبیر کرد .
پس اساسا یکسان دانستن این دو مورد با یکدیگر اشتباهی است بس عظیم که امیدوارم که دیگر شاهد تکرار آن نباشیم .
در خطبه های این هفته گفته شده است که ما هرچه داریم از تحریم داریم . به باور نگارنده این جمله باید اینچنین تصحیح شود : ما هرچه نداریم بر اثر تحریم نداریم . تحریم نه تنها چیزی عاید ما نکرده است بلکه باعث محرومیت ما از بسیاری از حقوق حقه خود شده است . حقوقی که هر شهروندی در بسیاراز نقاط جهان حق برخورداری از آنها را داراست .
اقتصاد کشور ما حال و روز خوشی ندارد و به شدت بیمار است و تحریم اقتصادی به طور قطع کمر این اقتصاد بیمار را خواهد شکست . با فرض اینکه در صورت ارجاع پرونده به شورای امنیت ، تحریم اقتصادی گریبانگیر ما خواهد شد ، با ادامه فعالیت ها و پرهیز از مذاکره و اعتماد سازی در واقع خود باعث از میان رفتن کالبد نیمه جان اقتصاد ملی خواهیم شد . شکوفایی و رونق اقتصادی مفهومی نخواهند داشت و البته تبعات تحریم اقتصادی بسیار فراتر از اینهاست . بن بست های سیاسی ، گره های اجتماعی ، افزایش آمار بزه کاری و جرم و جنایت و مواردی از این دست کلیات مضرات ومشکلاتی است که پس از تحریم اقتصادی دامنگیر ما خواهد شد و یقینا آینده ایران آینده روشنی نخواهد بود .
راه زیستن در جهان امروز تعامل با یکدیگر است نه لجبازی و یکسونگری . انرژی هسته حق مسلم ماست اما پیزی که در حال حاضر ارجحیت دارد جلوگیری از ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد و حفظ منافع ملی است .
لجبازی با دنیا یعنی خودکشی ، بیایید خودکشی نکنیم .
M<>M