Sunday, July 31, 2005

فراخوان جبهه جوانان دموکراسی خواه

دیرگاهی است که هم را شناخته ایم . همراه گشته ایم و هم مسلک . ما هم اکنون جمعی شده ایم هرچند خرد ولی با اندیشه های بزرگ در راه آینده وطن ، آزادی ، دموکراسی و حقوق بشر
بیا تا دست به دست هم دهیم و در راه رسیده به اهدافمان و ساختن آینده ای روشن گامی به پیش برداریم
منتظرت هستیم ، تنهایمان نگذار

فصل جدید سیاست ایران ، جدال تئوریسین ها

تا چند روز آینده شاهد آغاز دوره ریسات جمهوری محمود احمدی نژاد خواهیم بود . دوره ای که به لحاظ عقیدتی چندان مورد پسند ما نیست اما به حکم دموکراسی به رأی مردم تمکین کرده و برای دکتر احمدی نژاد آروزی موفقیت می کنیم .
این دوره فصل جدیدی در تاریخ اصلاحات و سیایست ایران است که شاید بتوان آن را جدال تئوریسین ها نامید . تا به اینجا تئوریسین های آبادگران که هنوز هویتشان برملا نشده است و قطعاً از نظریه پردازان محافظه کاران سنتی تیستند ، از همتای اصلاح طلب خود پیشی گرفته اند و دلیل این برتری بی احتیاطی اصلاح طلبان و استفاده اصولگرایان از سخنان و اعمال آنها بر ضد آنهااست .
به همین دلیل در این دوره اصلاح طلبان می بایستی به شدت جانب احتیاط را رعایت کنند چراکه از کوچکترین سخن و عمل نشنجیده بر ضد آنها استفاده خواهد شد .
دیگر مسئله قابل بحث احتمال خطر تنزل آرمانها است . به این معنی که آرمانهای بزرگی مثل آزادی ، دموکراسی و . . . تا سقف آزادی نسبی پوشش تنزل یابد . در نظر داشته باشیم که آزادی تنها آزادی نسبی پوشش در جامعه نیست بلکه آزادی پوشش زیر مجموعه ای از مجموعه متعالی و عظیم آزادی است . پس می بایستی مراقب باشیم که آرمانها و اهداف ما به زیر مجموعه از خود تبدیل نشوند و در اثر تغییر شرایط و چندگانگی های جامعه گزنده متوجه آنها نشود .
برای پیشگیری از سرخوردگی نخبگان و مردم ثابت قدم در راه اصلاحات ، باید فعالیت هارا جدی تر دنبال کرد و در فضایی که انشاالله باز خواهد ماند ، تشکیلات را توسعه بخشید اما با رعایت جانب احتیاط و با حرکات سنجیده و از پیش تعیین شده .
تئوریسین یا تئوریسین های اصولگرایان آبادگر (عدالتخواه) نشان داده اند که به طور هوشمندانه ای از کوچترین خطا ساتفاده ای در خور توجه می کنند و ضمناً کاملاً به مفاهیم آزادی ، دموکراسی و . . . اشراف دارند که این امر نشان دهنده آن است که برای مدتی ( پایان یافته یا پایان نیافته ) دغدغه این مفاهیم را داشته اند ( بر خلاف تئوریسین های راست سنتی ) که خود عرصه را برای اصلاح طلبان دشوار تر می کند . برای پرهیز از هرگونه خطای گفتاری تأمل پیش از تکلم نقش بسزایی دارد .
در این میان اصلاح طلبان برای ادامه حیات اصلاحات می بایستی از تمام نیروها استفاده کنند و برای انتخابات آینده افرادی جدید ، فعال و کارآمد ، شایسته و بدون پیشینه خاص که موجب رد صلاحیت شود را تربیت کنند و از کلیه نظریه پردازان کارآمد به بهترین نحو بهره ببرند و اشتباهات سالهای گذشته خود را تکرار نکنند .
از دانشجویان می توان به عنوان نیروهای کیفی و کارا در کم کردن شکاف عقیدتی بین مردم و نخبگان و پیشبرد اصلاحات سود فراوان برد . و شاید بهترین راه برای پیشبرد اصلاحات جلوگیری از تنزل آرمانها و حفظ اندیشه ها و اهداف در شرایط گوناگون است . پس اکنون بر ماست که پیاپی خواسته خود را تکرار کنیم و بر آن پافشاری کنیم و برای رسیدن به اهداف تلاش و مجاهدت جدی به عمل آوریم .
آزادی در تمام ابعاد در چارچوب قانون اساسی در صورت اجرای صحیح آن
M<>M .

Monday, July 18, 2005

!!!!....من پیروزم

سخنان آقای الهام در پاسخ به درخواست وزارت کشور مبنی بر باز شماری آرا
بر اساس شکایت آقای کروبی نکاتی چند را درباره ی این انتخابات به ما یاد آور میکند:

همه جای دنیا اگر در انتخابات شبهه ای به وجود بیاید برای بر طرف کردن آن
از مجامع بین المللی برای برطرف کردن آن کمک گرفته می شود ، این همه تاکید
از طرف شورای نگهبان مبنی بر تمام شدن انتخابات وعدم نیاز به بازشماری بر چه
اساسی است؟ آن را که حساب پاکست ، از محاسبه جه باکست؟
هر انتخاباتی دو سوی پیروز و شکست خورده دارد ،اصولا انتخابات آزاد در همه
کشورهایی که داعیه مردمسالاری دارند برگزار می شود ،اما برندگان امروز و به
بازندگان دیروز طوری جلوه می کنند که انگار برای اولین بار در طول تاریخ
انتخاباتی آزاد برگزار شده است
این انتخابات از آغاز با مشکلاتی روبرو بود کما اینکه هنوز هم گروههای
شکست خورده البته با پذیرفتن شکست بر شبهات موجود در دور اول تاکید دارندو
عدم اعتنای شورای نگهبان بر این شبهات می افزاید
دخالت مسایل فراانسانی والهی در این انتخابات جنبه ی دیگر تبلیغات جو زده
برندگان است ، نسبت دادن عواملی چون دعا و روزه وامام زمان برای پیروزی کاری
بس عجیب مینماید، آیا واقعا آقای بوش هم که ادعای ماموریت الهی با تروریسم را دارد
با دعا و مناجات رای آورده است؟
درصد مشارکت عمومی در دوردوم چیزی در حدود%60 یا کمتر بود که درصد
بالایی در مقایسه با کشوهای پیشرفته در دموکراسی محسوب نمی شود ونیازی به
تشبیه آن حماسه وبلند شدن فریاد و فغان مشارکت بالا ومشت محکم و ... ندارد
آرای 17میلیونی آقای احمدی نژاد در مقابل، 31میلیون رای گویا و خاموش مخالف
دارد و این مسئله چالشی را فراروی برندگان قرار می دهد ، نسبت مردمی بودن محبوبیت
آن هم در این ابعاد تبلیغاتی با توجه به آرای بالای مخالف کار صحیحی به نظر نمی رسد،
و بیشتر ناشی از همان جو زدگی ناشی از پیروزی است.بهتر است درصد آرا و مشارکت
و نبود شبهات در دو دوره ی قبلی انتخابات را به یاد بیاوریم.
اکنون عرصه برای برندگان این انتخابات باز است تا هنر نمایی خود را در عرصه های
مختلف وده داده شده به نمایش بگذارند، اما این حجم تبلیغات تخریبی و جوزده و تندرویها
در باره ی مسائل گذشته وحال ما را بر آن میدارد که شکر خدای را از این پیروز شدند بجای
آوریم،زیرا که در غیر این صورت عواقب وخیم پیروزی ما بر هیچ کس معلوم نبود

E.M

Saturday, July 16, 2005

نقد کنیم نه بهانه جویی ، سخنی با فرزاد- م و هم فکرانش

انتخابات تمام شد وهشت سال دولت اصلاحات تا اطلاع ثانوی به پایان رسید . در این هشت سال بخصوص چهار سال دوم از ضعف و قوت خاتمی و دولتش بسیار گفتیم و شنیدیم و گفتند و شنیدند . بدترین ، ناعادلانه ترین و غیر منصفانه ترین انتقادات از خاتمی و اصلاحات صورت گرفت به طوریکه بعضاً از انتقاد هم فراتر رفت و توهین و تهمت جایگزین نقد منصفانه شد . پرواضح است که گویندگان و نویسندگان آن سخنان راه را بر انصاف در گفتار و نوشتار خود بستند و تمامی خدمات دولت اصلاحات را نادیده گرفتند . خدمات خاتمی به ایرانیان در حوزه های فرهنگ ، روابط بین الملل و سیاست خارجی ، اقتصاد و ... بر عقل سلیم و نگاه منصف و دیده روشن و قلب عادل پوشیده نیست . هرچند خود ما نیز انتقاداتی را به شخص محمد خاتمی که همچون دیگر انسانها جایز الخطاست وارد می دانیم اما همواره حامی او سپاسگزار خدماتش هستیم . رئیس جمهور دوره هفتم و هشتم ایران به دلیل حضور خود در کابینه دوره پنجم ریاست جمهور و تصدی پست خطیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که بی شک از سنگین ترین و حساس ترین مناصب در دولت است ، و لمس موانع موجود ( که حتی موجب استعفای وی هم شد ) ، بهتر از هر کسی از پیامدها و مشکلات آغاز راه اصلاحات آگاه بود و چنین نبود که به گفته آقای فرزاد- م ندانسته وارد آن بازی شده باشد .
خاتمی هرگز خود را سردار اصلاحات ننامید . پرهیز از فردگرایی دردستور کار او بوده و هست . او برای جریان اصلاحات فردی را به عنوان رهبر و سردار قائل نبوده و نیست بلکه معتقد به این اصل بود که اصلاحات جریانی روان است که می بایستی همه به نسبت توانمندی و مسئولیت خود به پیشبرد آن کمک کنیم .
صفات عجیب و شرم آوری که به خاتمی نسبت دادن ( سید دروغگو ، سوپاپ اطمینان و ...) هرگز جنبه حقیقی نداشته و بیشتر به بهانه جویی کودکانه می ماند تا انتقاد و واقع بینی .
آقای فرزاد- م شما که اصلاحات را فرزند نامشروع تعصب و حماقت خواندید به این پرسش پاسخ دهید که انفعال فرزند مشروع کدام عناصر است؟
دوست عزیز اصلاحات فرزند مشروع حقیقت و خرد جمعی است . جریانی است که چه شما بخواهید و چه نخواهید مسیر بحق خود را خواهد پیمود . متحیرم که چطور شما خود را آگاه و مردم را کم اطلاع و بی اطلاع می خوانید ؟ چرا به شعور مردم توهین می کنید ؟ حال که اهانت به مردم را دستور کار خویش قرار دارید پس در انتظار زمان پاسخگویی نیز باشید چرا که دیر یا زود می بایستی در پیشگاه مردم پاسخگو باشید .مایه تأسف است که دوستان مثلاً منتقد و منصف ما هنگامی که هیچ بهانه ای نیافتند سیاست خارجی کم نقص خاتمی ، که بی گمان از قوی ترین نقاط قوت او بود ، را دستاویز قرارمی دهند و بر آن خرده می گیرند . کارآمدی خاتمی در عرصه سیاست خارجی احترام و عزت را برای ایران و ایرانی در سرتاسر جهان به ارمغان آورد.
آقای فرزاد- م وفرزاد- م ها چشم ها را بشویید و جور دیگر ببینید . طوری ببینید که منطبق با واقعیت باشد . استفاده نادرست از قلم شکستن حرمت آن است ، بیایید حرمت قلم را حفظ کنیم
M<>M .

Friday, July 15, 2005

ابتدا آشنایی با مفاهیم سپس اظهار عقیده

همایشی در حمایت از دولت جدید برگزار شد و سخنانی نیز ایراد شد . هرکدام از سخنرانان راهکارهای خود را ارائه کردند و در این میان صحبت های یکی از اساتید علوم اجتماعی دانشگاه تهران بسیار جالب توجه بود . ایشان از مرحوم دکتر شریعتی و مرحوم آیت الله طالقانی سخن گفتند و به اهانت به ملی گراها و اصلاح طلبان پرداختند حال آنکه یاران مرحوم دکتر شریعتی و آیت الله طالقانی حامیان اصلاح طلبان بودند ( از سخنان ما علیه خودمان استفاده کردند! ) این استاد دانشگاه تهران در ادامه به شدت روشنفکران ، دانشگاهیان و نخبگان را مورد هجو قرار داد در حالیکه بقاء یک جامعه مدنی ، اسلامی و پویا نیازمند استفاده بهینه از آنها و گسترش جامعه روشنفکران ، نخبگان و دانشگاهیان است . آیا اساساً با به انزوا کشاندن روشنفکران و نخبگان مشکلی حل می شود ؟ و ایشان ایران بدون تفکر را بهشت برین می دانند؟
وی در ادامه سخنان خود ملی- مذهبی ها و اصلاح طلبان را به اشرافیت گرایی متهم کرد در صورتی که عملکرد مالی نامزدها در تبلیغات مبین نکته دیگری است .
جالب ترین قسمت سخنان این استاد محترم در مورد آزادی و عدالت بود که گفت :« آزادی و عدالت جمع نمی شوند هرکسی می گوید شعر گفته است » . بیان این کلمات نشان دهنده آن است که ایشان نه معنی آزادی را به درستی درک کرده اند و نه عدالت . کدام مرجعی عدالت را اسارت معنی کرده و آزادی را اشرافیت ؟ آزادی و عدالت جمع می شوند و جمع آنها دموکراسی است . استاد عزیز ، دموکراسی شعر نیست . واقعیتی انکار ناپذیر و تنها راه حل رسیدن به حل مشکلات و شعائر راستین انقلاب است . خود شما نیز ناگزیرید دیر یا زود با این واقعیت روبرو شوید .
اگر به حقانیت اسلام و فرهنگ اسلامی اعتقاد دارید چرا از مواجه شدن مردم به فرهنگ دیگر ممالک و ادیان می هراسید ؟ آیا بهتر نیست مردم با دید باز به مقایسه و کنکاش بپردازند و حقانیت اسلام را درک کنند ؟ پس آیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که با معرفی صحیح فرهنگ اسلامی و نگاه اصولی با آن صحت اسلام و حقانیت آن را اثبات می کند بهتر از وزارت دانش های اسلامی نیست؟
آیا با بردن وزارت کشاورزی به فارس ، وزارت صنایع به اصفهان و ... مشکلی از مشکلات کم می شود ؟ نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه با این تبییض مشکلات فراوانی هم اضافه خواهد شد . مگر عملکرد یک وزارتخانه بستگی به محل آن دارد؟ لطف کنید پاسخ دهید که جلسه هیئت دولت کجا برگزار شود؟ آیا هزینه سرسام آور آمد و شد وزیران به پایتخت را محاسبه کرده اید؟
در دنیایی که با سرعت نور به سمت پیشرفت حرکت می کند و روستاها نیز باید از دانش روز و امکانات لازم و ابزار پیشرفت برخوردار باشند و می بایستی سطح فرهنگ و دانش و تحصیلات روستاییان ارتقا یابد بازگشت به زندگی سنتی روستایی پیزی به جز علم ستیزی است؟ روستاها و روستاییان ما باید با حفظ فرهنگ اصیل خود از مزایای علم و پیشرفت بهرمند شوند نه اینکه ما پیشرفت های علمی را نادیده بگیریم و در روستا و به شکل سنتی زندگی کنیم .
اما عجیب ترین بخش سخنرانی ایشان دوری از پزشکی غربی و دنبال کردن داروهای گیاهی است . گسترش طب گیاهی و پژوهش بیشتر در آن لازم و مفید فایده است اما پرسش اینجاست که منظور از پزشکی غربی چیست ؟ اگر منظور از آن داروسازی شیمیایی است که یکی از مبتکران داروسازی شیمیایی محمد بن زکریای رازی ، یک فرد ایرانی ، است که با کشف الکل دریچه عظیم را به روی علم پزشکی گشود پس داروسازی شیمیایی غربی نیست هرچند دانشمندان اروپایی و آمریکایی بیشتر در این زمینه پژوهش کرده اند و به نتایجی بیشتری رسیده اند اما در کشور ما نیز کارخانه های بسیار پیشرفته داروسازی وجود دارد . اما اگر منظور از آن نادیده گرفتن پیشرفت های علم و تجهیزات پزشکی است که نه منطقی است و نه شدنی . پس بهتر است اصلاً در مورد اصول نشدنی سخنی به میان نیاوریم .
بهتر نیست قبل از بیان نظرات کمی بیشتر با مفاهیم آشنا شویم. از دانشگاه تهران با این سابقه طولانی و از کسی که به امر تربیت دانشجویان کشور اشتغال دارد اینچنین علم ستیزی دور از انتظار است ، نیست؟

M<>M

Thursday, July 07, 2005

چرا اصلاح طلبان شکست خوردند 2


در مقاله قبلی به علل شکست اصلاح طلبان پرداختیم و آنها را برشمردیم . اینک می خواهیم آنها را یک به یک بررسی کنیم اما قبل از بررسی دقیق مختصراً به علل شکست اشاره می کنیم :
وجود شکاف بین ادبیات و طرز تفکر روشنفکران و توده مردم
تفرقه میان اصلاح طلبان
این نکته را مورد بررسی قرار داد F.M نحوه نادرست تبلیغات که دوست عزیزم


وجود شکاف بین ادبیات و طرز تفکر روشنفکران و توده مردم :

بخش وسیعی از مردمی که جامعه امروز ایران را تشکیل می دهند با مشکلات فراوان معیشتی و اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند و دغدغه اصلی آنها امرا معاش یا همان نان شب است و به همین دلیل برای پرداختن به مسایلی مانند دموکراسی ، حقوق بشر و ... نه وقت داشتند و نه حوصله . به اعتقاد نگارنده در این مورد هیچ تقصیری بر گردن مردم نیست . ما به خود خرده می گیریم که در این هشت سال ادبیات دشوار خودرا تغییر نداده و سخنانمان را به زبان ساده مردم ترجمه نکردیم و به این ترتیب ناخواسته به بیشتر شدن این شکاف کمک کردیم . حرف ما این بود که راه حل همه مشکلات دموکراسی است . در فضای آزاد بیشتر قادریم فکر کنیم ، سخن بگوییم ، راه حل ارائه کنیم و در نهایت با تکیه بر خرد جمعی به راه حل اساسی مشکلات مختلف از جمله مشکلات اقتصادی و معیشتی دست یابیم اما حقیقت این است که نتوانستیم گفتارمان را به زبان مردم ترجمه کنیم . اکنون که این ضعف برایمان هویدا شد می بایستی عزم خود را جزم کنیم تا با نزدیک شدن به مردم و ورود به بطن جامعه دموکراسی را به جایگاه واقعی و مردم را به حقوق حقه خود برسانیم .

در این جا به تعریف دموکراسی می پردازیم :

« دموکراسی یعنی نظامی که در آن هر عضو جامع حق دارد آزادانه در تصمیم گیری نسبت به ارزش های آن جامعه شرکت کند و فرصت یکسانی برای برخورداری از امکانات ، موهبت ها و شرکت در کارها و مسئولیت ها دارد » .
بنا بر این تعریف یک جامعه مدنی پویا و دموکرات به مشارکت مردم برای تصمیم گیری در مورد مسائل مختلف کشور نیاز دارد و تمام افراد این جامعه می بایستی بطور یکسان امکان استفاده از سرمایه ها را داشته باشند و این همان تأمین نان شب برای تمام افراد جامعه زیر سایه دموکراسی است . اکنون ما چهار سال فرصت داریم که با تنفس مجدد ، اصلاحات را به پیش ببریم و حرکات مفید و مثمر ثمری را به محوریت شناساندن دموکراسی انجام دهیم . به اعتقاد راقم این سطور گام نخست در آغاز این حرکات می بایستی تهیه تعریفی مشخص از دموکراسی ، حقوق بشر و اصلاحات در حوزه فعالیت و فرهنگ اقشار مختلف جامعه ( به طور جداگانه ) باشد که با مشارکت نمایندگانی از هر یک از اقشار ، دانشجویان ، فرهنگیان ، روشنفکران و کلیه افراد آگاه به این مفاهیم میسر می شود . به این ترتیب که افرادی را از میان توده مردم جذب کنیم تا به وسیله آنها حوزه فرهنگی و فعالیت هر قشر را بشناسیم تا بتوانیم تعریفی روشن و گویا از دموکراسی را برایشان ارائه کنیم ، سپس با تکیه بر اصول و تعریف کلی آموزه های دموکراسی را در جامعه گسترش دهیم تا بتوانیم چشم اندازی زیبا را برای آینده ایران ترسیم کنیم و به ساختن دوباره وطن به کمک تک تک افراد جامعه اهتمام کنیم .
امید است هر یک از افراد جامعه به سهم خود در پر کردن این شکاف تأثیری بسزا داشته باشند و همه دست به دست هم دهیم تا زیر سایه آزادی و دموکراسی آینده ای روشن را برای ایران رقم بزنیم .


M<>M

Wednesday, July 06, 2005

چرا اصلاح طلبان شکست خوردند

در مقاله قبلی تفکر تحریمی ها را بررسی کردیم و این بار از علل شکست اصلاح طلبان و ادامه راه اصلاحات سخن خواهیم گفت . اصلاح طلبانی که ادامه حیات سیاسی خود را در گرو راه دموکراسی خواهی می بینند . آنها در انتخابات نهم ضعف های خود را آشکارا دریافتند . بی گمان یکی از این ضعف ها ایجاد شکاف بین طرز تفکر روشنفکران اصلاح طلب وطرز تفکر توده مردم زیرا ادبیات روشنفکران اصلاح طلب برای توده مردم نامأنوس و دشوار می نمود . هرچند ما در روزهای نزدیک به انتخابات برای کم کردن این شکاف تلاش بسیاری کردیم اما به دلیل کمی وقت کاملاً موفق به انجام این کار نشدیم . این انتخابات نشان داد که طیف وسیعی از جامعه هنوز با معنی کلماتی چون دموکراسی ، حقوق بشر و حتی خود واژه اصلاحات بیگانه هستند . به اعتقاد نگارنده اولین گام اصلاح طلبان برای حضوری پر قدرت در صحنه و پیروزی در انتخابات آینده می بایستی پر کردن این شکاف و ترجمه ادبیات دشوار خود به زبان توده مردم باشد . برای این کار باید دموکراسی ، حقوق بشر و اصلاحات را در حوزه فعالیت هر قشر از جامعه جداگانه ، صحیح و بر مبنای واقعیت های موجود تعریف کرد و در نهایت یک تعریف جامع و کلی از این کلمات ارائه کرد تا عده ای از مردم که هنوز با مفاهیم آنها بیگانه هستند هم معنی آن را از طریق حوزه فعالیت خود بهتر درک کنند و هم با استفاده از تعریف جامع بتوانند آنها را به مسایل کلی تعمیم دهند تا لزوم وجود فضای آزاد و دموکراسی را برای حل مشکلات مختلف از جمله مشکلات معیشتی و اقتصادی بیشتر درک کنند . در این کار جوانان ، دانشجویان ، فرهنگیان و خود روشنفکران می توانند نقش پررنگ و محوری ایفا کنند .
دومین ضعف اساسی اصلاح طلبان اختلاف شدید میان آنها بود . چه تفرقه به دلیل تعدد نامزدها و چه تفرقه به دلیل پیروی عده ای از شخصیت های با سابقه اصلاحات که به دلیل شرایط غیر معمول وتحمل مشکلات زیاد راهکار خود را تغییر دادند و معتقدند در شرایط کنونی انتخابات و اعمالی از این دست ، نتیجه خوبی ندارد . اما این پیروان آنها به این فکر نمی کنند که در شرایط معمول آنها انتخابات را تحریم نمی کردند و راهکار حضور در صحنه را برمی گزیدند و اکنون بر ماست که راهی که اصلاح طلبان با تحمل مصائب و وجود موانع بسیار تا بدین جا رسانیده اند ادامه دهیم و روا نیست که با تحریم و نادیده گرفتن زحمات فراوان ظرف این هشت سال سبب عقب گرد جامعه مدنی به نقطه صفر بشویم . به اعتقاد راقم این سطور ائتلاف و اتحاد اصلاح طلبان در این برهه زمانی ضروری است . چرا که در صورت تداوم تفرقه ، آراء آنها هم چنان شکسته و کم رمق باقی می ماند به این ترتیب کاری از پیش نخواهند برد ( نگاهی به جمع آراء اصلاح طلبان در انتخابات نهم بیندازید ) و در این باب اصلاح نگرش تحریمی هایی که از شخصیت های اصلاح طلب اما تحریم کننده پیروی می کردند از اولویت هاست .
سومین ضعف که در دوران فعالیت ستادها نمایان شد نحوه نادرست تبلیغات بود . به این ترتیب که بیشترین فعالیت ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان در مناطقی بود که حتی بدون تبلیغ هم هواداران بسیاری در آن مناطق داشتند و در عوض از تبلیغات در مناطقی که ساکنان آن به دلیل مشکلات عدیده معیشتی و اقتصادی فرصت آموختن معنی و مفهوم دموکراسی را پیدا نکرده اند ، غفلت کردند و نتوانستند آنطور که باید شخصیت کاندیدای اصلح اصلاح طلبان ، دکتر معین ، را به مردم بشناسانند و این نکته ای بود که محمد رضا خاتمی نیز به آن اشاره کرد . در این راستا می توان به فیلم دوم انتخاباتی دکتر معین اشاره کرد . به اعتقاد نگارنده ، پرداختن به این موضوع که دکتر مصطفی معین کیست؟ و او در زندگی خویش چه می کند ؟ ( با در نظر داشتن عدم مظلوم نمایی ، تخریب دیگران و عوامفریبی ) می توانست مؤثرتر از بحث هایی باشد که در گفتگوی جامع و کامل دکتر حجاریان و دکتر معین به قدر کفایت انجام شده بود و در صورت تکرار تنها برای حامیان دکتر معین که با مفاهیمی کلیدی این بحث ها آشنا هستند مفید و جذاب بود و لزوم به تکرار در آن دیده نمی شد . ضعف در تبلیغات نباید در انتخابات آینده تکرار شود و اصلاح این امور می تواند ضامن پیروزی در انتخابات آینده باشد .
برای موفقیت در میادین بعدی و حضور پررنگ تر در صحنه سیاسی ایران اینک باید فارغ ار دغدغه های اداره کشور ، بیشتر در حوزه فرهنگ و اندیشه فعالیت کرد و فرهنگ اصلاحات و دموکراسی خواهی میان توده مردم ( بخصوص طبقه محروم ) ترویج داد تا اصلاح دیدگاه مردم و جلب حمایت مجدد آنان موجبات رسیدن به دموکراسی و اهداف عای اصلاحات فراهم کند . برای این کار باید ظرفیت ها را بالا برد و بدون زحمت به دنبال نتیجه ای رؤیای نبود . باید تلاش کرد . فردا دیر است ، همین امروز شروع کنیم .


M.M

Tuesday, July 05, 2005

استفاده نادرست از تبلیغات یکی از دلایل شکست اصلاح طلبان

یکی از دلایل اصلی شکست اصلاح طلبان در انتخابات نهم بهره نبردن مناسب ازفرصت های تبلیغاتی ونحوه
:غلط و اشتباه تبلیغات بود که در آن را مورد بررسی قرار می دهیم
فعالیتهای انتخاباتی ستادهای دکترمعین چند روز دیرتر از ستادهای سایر کاندیداها آغازشد.(که البته یکی ازدلایل آن رد صلاحیتشدن دکتر معین و به تعلیق افتادن حضور ایشان درانتخابات بود) و زمانی هم که این تبلیغات شروع شد در ابتدا بسیارپراکنده و نامنسجم بود و این تبلیغات در3 یا 4 روز مانده به انتخابات بود که به یک هماهنگی نسبی و حجم مناسبی دست یافت و عملا بخش عمده ای از فرصت های تبلیغاتی از دست رفت و نبود مدیریت مناسب وهماهنگ احساس شد

نحوه تبلیغات نیزدارای اشکالات ونواقص فراوانی بود که اصلی ترین و اساسی ترین ایراد آن این بود که بخش اصلی تبلیغات بر روی قشر تحصیل کرده و روشنفکر جامعه و در کل قشر متوسط رو به بالای جامعه متمرکز شده بود که دغدغه اصلی آنها دموکراسی و آزادی مدنی بود ولی اشکال اساسی آنجا بود که این قشر حداکثر20 درصد جامعه را تشکیل می داد حال این موضوع را در فیلم های تبلیغاتی وتبلیغات در سطح شهر بررسی می کنیم

درابتدا فیلم های تبلیغاتی دکتر معین را در نظر می گیریم. فیلم اول که گفتگوی دکتر معین با سعید حجاریان بود بسیار به جا و تاثیرگذاربود زیرا علاوه بر جذب قشر تحصیل کرده به دلیل وضعیت آقای حجاریان و بعضی سوالات صمیمی و شخصی ایشان برای سایر اقشار جامعه نیز تاثیرگذار بود ولی فیلم دوم هم که بخش عمده آن گفتگوی دکتر معین با عده ای جوان بود باز برروی مسائلی چون دموکراسی و آزادی های مدنی تاکید داشت و دوباره مخاطب خود را قشر تحصیل کرده قرار داده بود و بهتر بود برنامه های اقتصادی و معیشتی ایشان را مطرح می کرد و همچنین بخش هایی از زندگی شخصی دکتر معین مانند( معاینه بیماران و مخالفت یکی از فرزندان او با حضور وی در انتخابات و ....) را شامل می شد تا مردم با دیدن آن احساس صمیمیت بیشتری با وی پیدا کنند و او را انسانی مثل خود ببینند

حال به تبلیغات شهری می رسیم باز تاکید اصلی آن باز برروی مسائلی چون دموکراسی و آزادی های مدنی بود که جذابیتی برای قشر مستضعف و فقیر جامعه نداشت و تمرکز اصلی این تبلیغات به طور مثال در تهران از خیابان انقلاب به بالا بود و مناطق محروم را در بر نمی گرفت و اصلی ترین برنامه های تبلیغاتی آنها در مکان های بالای شهر مانند(میدان ونک – شهرک غرب و ....) انجام گرفت که این مسئله در دور دوم انتخابات و در حمایت از هاشمی تکرار شد .
بهتر بود که دکتر معین ویاوران و ستادهای حمایت از او به مناطق محروم تهران و سایر شهرها و روستاهای محروم توجه می کردند و به میان مردم آن مناطق می رفتند و در جوی ساده و صمیمانه با آنها صحبت می کردند و به زبانی ساده به آنها بهتر شدن وضع اقتصادی و معیشتی مردم جزو اهداف اصلی آنهاست و این هدف تنها زیر سایه دموکراسی محقق می شود وبا آمدن دموکراسی است که فرصت های شغلی ایجاد می شود و نان شب مردم تامین می شود . این آگاهی حتی اگر در درصد کمی از این مردم حاصل می شد به دلیل نزدیکی آرا در دور اول انتخابات می توانست نقشی حیاتی در رفتن دکتر معین به دور دوم انتخابات و پیروزی احتمالی او در دور دوم داشته باشد و بعد از آن می شد با یک برنامه منسجم این آگاهی را بین اکثریت مردم به وجود آورد

حال نیز ما اگر از همین الان ترویج این آگاهی(دموکراسی=نان شب) رابین قشر محروم و مستضعف شروع کنیم پشتوانه رای مناسبی برای انتخابات بعدی خواهیم داشت و می توانیم جای این شکست را با پیروزی در انتخابات بعدی عوض کنیم و شعار (دوباره می سازمت وطن) را عملی کنیم. به امید موفقیت و پیروزی
F.M.

تحریم تحریم

انتخابات تمام شد و رییس جمهور برای چهار سال مشخص شد
روی صحبتم با اونهایی که رای ندادند و به خیال خودشون رای دادن را تحریم کردن؛
آهای پدر، آهای مادر،خواهر،برادر،با توام با تویی که تحریم میکنی و دم از دموکراسی میزنی !
تویی که میگی من دموکراسی میخواهم و اولین شرط دموکراسی یعنی رای و اولین قدم دموکراسی یعنی انتخابات رو ،از هر مدلی، تحریم می کنی ؛
تویی که رای نمیدی از همه بدتری ،تو اصلا دموکراسی نمی فهمی یعنی چی؟؟!!
تو دیکتاتوری که نمیخوای رای بدی و نمیذاری بقیه رای بدن!!
راستی از کجا معلوم اگر تحریم کردم و رای ندادم و حرف تو شد ، همین تو ، همین تویی که تحریم میکنی دو روز دیگه ازادی ودموکراسی رو تحریم نکنی؟؟ تو خطرناکی، حرفات بوی آزادی بیان نمیدن؛
به خاطر آزادی و دموکراسی جلوت وا میسم و حقمو می گیرم ، هر کی می خوای باش!!!!!

ا. م

Sunday, July 03, 2005

تحریمی ها موجب شکست خود و اصلاح طلبان شدند

قريب به 1 ماه از شروع فعاليت انتخاباتی جدی کانديداها و ستاد های انتخاباتی و 9 روز از پايان يافتن انتخابات می گذرد . انتخابات نهمين دوره رياست جمهوری اسلامی ايران با تمام مسائل عجيب و غريبی که حول آن به وقوع پيوست به اتمام رسيد . به هر شکل انديشه اصولگرا بر انديشه اصلاح طلب و اعتدال گرا پيروز شد و در اين ميان تحريمی ها هنوز بين زمين و آسمان معلق اند . اصلاح طلبان شکست خوردند و شکست خود را پذيرفتند و در نهايت به حکم دموکراسی به رأی مردم تمکين کردند ، اما بی گمان آنها شکست خوردگانی سربلند و اميدوار هستند . چراکه تا آخرين لحظه و به رغم شرايط نابرابر دست از مجاهدت و تلاش برنداشتند و اکنون با تجاربی بيشتر و شناخت نقاط ضعف خود از همه توان برای جبران اين شکست در فرصت های آينده استفاده خواهند کرد ، تجاربی بس گرانبها که از اين شکست پلی برای پيروزی آينده خواهد ساخت . اصلاح طلبان نيک دريافتند که اشتباهاتی هرچند کوچک می تواند موجب شکستی ناباورانه گردد و نيز مي دانند که در صورت نااميدی و انزوا برای هميشه به موزه تاريخ سپرده خواهند شد و به همين جهت با قدرت و صلابت در صحنه حاضر خواهند بود .
اما مسئله اساسی در اين ميان تحريمی ها هستندکه می توان آنها را به سه دسته کلی تقسيم کرد :
عده از تحريمی ها به دنبال تغييرات ساختاری مسالمت آميز و دموکراسی هستند . اين دسته از تحريمی ها تقريباً هدفی يکسان با --اصلاح طلبان دارند اما سبک و سياق حرکت آنها دقيقاً بر خلاف اصلاح طلبان و به شکلی عجيب و بيشتر رؤياپردازانه است . مشخص نيست کسانی که خواستار تغييراتی به شکل مسالمت آميز هستند چگونه اين کم کاری و گام به عقب را توجيه خواهند کرد . و آيا می پندارند با تحريم و سپردن کرسی رياست قوه مجريه به اصولگراها به تغييرات مطلوب خود دست می يابند و يا دسته کم به آن نزديک می شوند؟ و آيا اگر اکنون معين عهده دار مسئوليت رياست جمهوری می شد بيشتر به تغييرات دلخواه نزديک نمی شدند ؟ و آيا اساساً رسيدن به دموکراسی با انجام اعمال غير دموکراتيک ممکن است؟ به طور قطع آنها يا متوجه خطای خود شده اند و يا به زودی متوجه خواهند شد که با تحريم و انزوا مقدمه نابودی خود را فراهم می آورند و به اشتباه خويش پی می برند ولی زمانی که فرصتی حداقل چهار ساله را برای رسيدن به هدف از دست داده اند .
--دسته دوم تحريمی ها کسانی هستند که به نوعی نهيليسم سياسی مبتلا شده اند به اين ترتيب که بر اثر ناملايمات و مشکلات فراوان به دليل نتيجه گرايي بيش از حد و اينکه می خواهند بدون زحمت به کمال مطلوب خود برسند به بن بست رسيده و اين نظام را اصلاح ناپذير می دانند و خواستار تغييرات ناگهانی و عظيم در ساختار حاکميت هستند و يا چشم به دخالت خارجی دارند . امادرصورتی که تغييرات ناگهانی ساختاری رخ دهد ايران ، سرمايه ها و مردمش قربانی خواهند شد به اين ترتيب که بسياری از سرمايه های بدست آمده به دليل کشمکش های بسيار سوخت خواهد شد و از بين خواهد شد و چند نسل از جامعه دچار دوگانگی و يا چندگانگی در حوزه فرهنگی ، رفتاری ، سياسی و . . . خواهد شد و ضربه های شديد و جبران ناپذيری بر پيکره اقتصاد ايران خواهد زد و اينها خطراتی هستند که به سادگی نمی توان از کنارشان عبور کرد . و اما خطاي عظيم و نا بخشودنی عده ای از تحريمی ها دل بستن به دخالت خارجی است . به طور قطع دخالت خارجی بدون جنگ و خونريزی ميسر نيست و دولتمردان خارجی هزينه های هنگفت لشکرکشی و جنگ را صرفاً جهت دلسوزی به حال من و شما پرداخت نمی کنند و بی شک اولين قربانيان جنگ و خونريزی ايران ( به واسطه سوخت سرمايه ها و کشته شدن نيروهای جوان مفيد ) و مردم آن خواهند بود و طرف خارجی به جز به چپاول منابع و سرمايه های بی شمار ايران به چيزی نمي انديشد . پس تحريم با اين نگرش هم بسيار غير معقول و فاقد ارزش به نظر مي رسد .
--اما دسته سوم کسانی هستند که به پيروی از شخصيت هايي چون اکبر گنجی ، عباس اميرانتظام ، محسن سازگارا و . . . انتخابات را تحريم کردند . اما هرگز با خود فکر نکردند که شايد تصميم به تحريم اين شخصيتها بر اثر شرايط غير معمول و نداشتن توان ( به هر دليلی ) برای ادامه راه و مبارزه گرفته شده است و ادامه راه آنها با رأی دادن به اصلاحات و اصلاح سيستمی که آنها را به اين روز درآورده است بهتر و بيشتر ميسر می شود .
بهتر است با خودمان روراست باشيم ، به هر حال تحريم انتخابات کم شدن آراء اصلاح طلبان و افزايش قدرت آراء اصولگرايان موجب شد و بر اثر همين سياست غلط و نقض آشکار اصول دموکراسی دسته کم برای يک دوره چهارساله طرز تفکری متفاوت و مخالف طرز تفکر همه ما ( اصلاح طلبان+تحريمی ها ) عهده دار مسئوليت رياست جمهوري شد و راهي پيش روی ما نيست مگر صبر و تحمل برای اينکه بفهميم در دولت آينده چقدر فرصت نقد منصفانه و احياء خويش و جبران کاستی ها برای حضور پر قدرت خواهيم داشت . اما چه خوب بود اگر قبل از هرچيز بر اجرای اصول اوليه دموکراسی تأکيد داشتيم .

Saturday, July 02, 2005

آقای ملکی ، شک نکنید شما منفعلید ، پاسخی به محمد ملکی


جنای آقای محمد ملکی
با عرض سلام خدمت شما و ملت شريف ايران

مطالعه نامه شما خطاب به آقای محمد قوچانی مرا بر آن داشت که نکاتی را به استحضار شما برسانم .
جناب آقای ملکی ، اولاً هيچ حکومتی با تحريم انتخابات دچار ضعف و بحران نخواهد شدچنانکه با تحريم انتخابات مجلس هفتم و شوراها هيچ گزندی متوجه نظام نشد و تحريم انتخابات يک عمل کاملاً منفعلانه و غير دموکراتيک است . و شما که به قول خودتان برنده اين بازی بوديد (!) که واقعاً نبوديد و تحريمی ها خيلی زود به اشتباهشان پی خواهند برد ، يقين داشته باشيد که با اعمال غير دموکراتيک هيچگاه موفق به برقراری دموکراسی در کشور نخواهيد بود . شما که حتی از برداشتن گام اول هم برای برقراری دموکراسی شانه خالی می کنيد .
در ميان کانديداها تنها کسی که مخالف حکومت فرا قانونی بود و حرف و عملش در تلاش برای تحقق دموکراسی يکی بود و به همراه همراهانش سعی در پايان دادن به نقض حقوق بشردر ايران داشت دکتر مصطفی معين بود .
ثانياً هيچ سوء استفاده از شخصيت های ارزنده ای چون مرحوم دکتر مصدق ، مرحوم دکتر شريعتی ، مرحوم مهندس بازرگان و مرحوم آيت الله طالقانی در کار نبوده است . وقتی دبير کل نهضت آزادی ايران ، جناب آقای دکتر ابراهيم يزدی ، که بی شک ادامه دهنده راه چنين شخصيت های ارزنده ای هستند و کسی از ايشان به راه آن بزرگان نزديک تر نيست چاره کار و ادامه مبارزه را در حمايت از اصلاحات و دکتر معين می بينند ، در حيرتم که شما چطور به خود اجازه مي دهيد که اين کار را سوءاستفاده و فريب بناميد .
آيا چون شما مخالف حضور نهضت آزادی ها و همه مردم در انتخابات بوديد و آنها در اين فرآيند دموکراتيک ( فارغ از نتيجه آن ) شرکت کردند ، اينچنين بی پروا به حاميان دکتر معين تهمت ناروای سوءاستفاده ميزنيد؟!
پس شما تحمل نظر و عمل مخالف خود را نداريد و در مقابل آن به شيوه ای نا جوانمردانه روی آورديد و اين دومين دليل برای اينکه شما انسان دموکراتيکی نيستيد و پيروی از امثال شما تلاش برای تحقق دموکراسی نيست .
بله . . . ما از ائتلاف اصلاح طلبان پيشرو و دکتر معين حمايت کرديم ولی پس از شکست سرسفره هاشمی ننشستيم هرچند بالاجبار و برای جلوگيری از فنا و زوال دستاوردهای هشت سال اصلاحات و جلوگيری از اختناق و خشونت از ايشان حمايت کرديم اما به سفره گسترده هاشمی که حاميانش را حتی بيش از حد کفايت سير کرد نه چشم داشتيم نه از آن چيزی برداشتيم .
آقای ملکی متأسفانه شما به خود اجازه هرگونه تهمت زدن را می دهيد . شما و باقی تحريمي ها کجا بوديد وقتی که ما ساعتها زير آفتاب سوزان و شرايطی طاقت فرسا بدون کوچکترين چشمداشتی برای تحقق دموکراسی در ايران تلاش کرديم و به تلاشمان افتخار می کنيم چراکه برای آرمان و هدفمان و آزادی و آينده ايران تلاش کرديم و در خانه ننشستيم که هيچ قدمی را برنداريم و فقط به ديگران افترا بزنيم .
آقای ملکی با تمام احترامی که برای شما قائلم اين بار من از شما خواهش می کنم که با وجدان خود خلوت کنيد و تهمت های خود را مرور کنيد سپس قضاوت کنيد .

Friday, July 01, 2005

ما آمدیم

فرزندان ایران زمین ، ما آمدیم . با روحیه و با صلابت آمدیم ، آمدیم تا ثابت کنیم با یک شکست چیزی تمام نشده است . آمدیم تا ثابت کنیم اصلاحات ادامه دارد . آمدیم تا نشان دهیم که زنده ایم همانطور که مصدق ، شریعتی ، بازرگان و طالقانی زنده اند . ما آمدیم که ثابت کنیم که بودیم ، هستیم و خواهیم بود . ما آمدیم تا بگوییم تنها راه آزادی ایران دموکراسی است ، دموکراسی دموکراسی و فقط دموکراسی ، ما آمدیم تا بگوییم دموکراسی همان نان شب مردم است ، ما آمدیم تا بگوییم ایران را باید نجات داد و ما آمدیم تا ثابت کنیم که ما می توانیم ایران را نجات دهیم و نجات می دهیم . ما آمدیم ، ای یاران شما هم بیایید